به گزارش قطب انرژی ،
محمدجواد ساکت - رئیسکل تحقیقات بازار مدیریت برنامهریزی و توسعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی
یکی از محلهای حمایت دولتها از صنایع و توسعه صنعتی، منابع طبیعی است که در کشور ایران نیز بهوفور یافت میشود. نفت و گاز همواره در صدر حمایتهای صنعتی و رفاهی قرار داشته است و توسعه صنایع انرژیبر در ایران به لطف منابع سرشار گاز طبیعی بهویژه پارس جنوبی، مبتنی بر همین رویکرد بوده است. در اوج رقابت گازی با کشور قطر در استخراج ذخایر پارس جنوبی، صنعت پتروشیمی در فقدان خطوط لوله متعدد صادرات گاز و پایانههای LNG، توانست با حمایتهای دولت در قیمت مواد اولیه و مالیات، توسعه بیشتری یابد و بخشی از گاز طبیعی و مشتقات آن را به محصولات غیرخام تبدیل و صادر کند.
صنعت پتروشیمی در ابعاد مختلفی از اقتصاد ایران نقش ایفا میکند که میتوان به مواردی مانند درآمدزایی برای دولت، درآمد بازنشستگان، رونق بازار سرمایه و اشتغالزایی و غیره اشاره کرد که در ادامه شرح داده میشوند.
درآمدزایی برای دولت
در سال 1403، متوسط مصرف روازنه گاز طبیعی در کشور به طور میانگین 755 میلیون متر مکعب بوده است. از این مقدار تنها حدود 68.3 میلیون متر مکعب در روز (شامل 41درصد خوراک و 59درصد سوخت) در صنعت پتروشیمی مورد استفاده قرار گرفته است. بخش عمده درآمد حاصل از فروش خوراک و سوخت به صنعت پتروشیمی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم نصیب دولت میشود. این نکته نیز حائز اهمیت است که تقریباً نیمی از درآمد صنعت پتروشیمی باواسطه یا بیواسطه صرف تأمین خوراک و سوخت از دولت میشود.
درآمد بازنشستگان
اکثر سهام شرکتهای پتروشیمی بهصورت مستقیم و یا غیرمستقیم، در اختیار صندوقهای بازنشستگی قرار دارد. از جمله این صندوقها میتوان به صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت، نیروهای مسلح، کشوری، تأمین اجتماعی و فرهنگیان اشاره کرد. با توجه به اینکه تعداد مستمریبگیران این صندوقها بیش از ۶ میلیون نفر است، میتوان گفت بخش قابلتوجهی از جامعه به درآمد پایدار حاصل از صنعت پتروشیمی وابسته است.
رونق بازار سرمایه
سهم صنعت پتروشیمی از بازار سرمایه حدود ۳۰ درصد تخمین زده میشود و به این معنا است که نوسانات درآمدی این صنعت بر ۳۰ درصد از بازار و سهامداران بورس تأثیر میگذارد. نمونهای از این تأثیر را میتوان در افت شدید شاخص کل بازار سرمایه در تابستان ۱۴۰۲ مشاهده کرد که در پی انتشار خبر افزایش قیمت خوراک شرکتهای پتروشیمی رخ داد. علاوه بر این، حدود ۳۵درصد از ارزش سبد سهام عدالت متعلق به شرکتهای پتروشیمی است، به همین دلیل نوسانات این صنعت بر سود حدود 50 میلیون نفر اثرگذار خواهد بود.
اشتغالزایی
صنعت پتروشیمی یکی از مهمترین ارکان اقتصادی کشور است که علاوه بر تولید محصولات شیمیایی و پلیمری، نقش کلیدی در اشتغالزایی دارد. در این صنعت حدود 145 هزار نفر بهصورت مستقیم کار میکنند. از سوی دیگر، شرکتهای فعال در بخش پاییندستی پتروشیمی که مواد اولیه خود را از این صنعت تأمین میکنند، نزدیک به یک میلیون و 190 هزار شغل ایجاد کردهاند. این رقم نشان میدهد که با فرض بعد خانوار 3.3 نفر، امرار معاش حدود ۳ میلیون و 927 هزار نفر به طور غیرمستقیم به این صنعت وابسته است. بنابراین، هرگونه اختلال در تولید محصولات پتروشیمی در کشور، در مجموع، زندگی نزدیک به 4.5 میلیون نفر را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
نقش در تجارت کشور
صنعت پتروشیمی نقش مهمی در ایجاد ارزش افزوده در منابع نفت و گاز بهویژه برای ایران دارد. این صنعت با تبدیل نفت خام یا گاز طبیعی به فراوردهها و محصولات جدید، ارزش افزوده قابلتوجهی برای منابع نفت و گاز کشور فراهم کرده است و نقش مهمی در تحریمناپذیری، توسعه پایدار و شکوفایی اقتصادی کشور ایفا میکند.
حجم قابلتوجه محصولات پتروشیمی در صادرات ایران، نمایانگر رویآوردن دولت به عدم خامفروشی و افزایش ارزش افزوده حاصل از نفت خام است و در دوران تحریم نیز بخش پتروشیمی سهم قابلتوجهی از نیاز ارزی کشور را تأمین کرده است.
غالباً باید از صنایع پاییندستی و کارخانجات مطالبه شود. البته خود این موضوع محل مناقشه است زیرا همانطور که صنعت نفت ایران بزرگتر از نیازهای یک کشور 90 میلیون نفری است و بخشی از محصولات آن قاعدتاً به صادرات تخصیص مییابد، صنعت پتروشیمی موجود ایران نیز بزرگتر از نیازهای یک کشور 90 میلیون نفری است و در نتیجه همه محصولات تولیدی آن هم در کارخانجات داخلی قابل جذب نیست و بیش از دوسوم محصولات تولیدی به صادرات تخصیص مییابد و در زنجیره ارزش کشورهای واردکننده قرار میگیرد.
4. اشتباه رایج دیگری که درباره صنعت پتروشیمی وجود دارد، این است که تصور میشود زنجیرههایی وجود دارد که سرمایهگذاری در آنها سود بسیار بیشتری از زنجیرههای فعلی ایران داشته است. این در حالی است که زنجیرههای مختلف، تفوق ماهوی نسبت به یکدیگر ندارند و عوامل مختلفی از جمله مزیت دسترسی به خوراکهای بهتر و ارزانتر (نظیر اتان برای تولید اتیلن) و نوسانات دورهای قیمتی در زنجیرهها باعث کاهش یا افزایش سودآوری شرکتها درگذر تاریخی میشود.
5. یک اشتباه رایج دیگر، تصور توجیهپذیر بودن یا نبودن طرحهای مختلف بر اساس اطلاعات بازار است. این رویکرد اگر چه برای بخش خصوصی و فعالان صنعت پتروشیمی لازم است؛ اما در سطح سیاستگذاری، عوامل بازاری و اقتصادی تنها یکی از عوامل مؤثر در تصمیمگیری است و عوامل دیگری نظیر تأمین نیاز داخلی، انتخاب شرکای تجاری و غیره نیز دخیل است که میتواند توسعه یک طرح یا زنجیره را از جمیع ابعاد توجیهپذیر کند و آنگاه دولت بر این اساس، عوامل اقتصادی نظیر قیمت خوراک و سوخت را متناسب با رویکردهای اتخاذ شده، به نحوی تنظیم کند که توسعه آن طرح یا زنجیره برای بخش خصوصی نیز از حیث اقتصادی، توجیهپذیر شود.
6. اشتباه رایج دیگری که درباره صنعت پتروشیمی وجود دارد، این است که ارزش محصولات تولیدی بهتنهایی با یکدیگر مقایسه میشود در حالیکه باید ضرایب تبدیل محصولات به یکدیگر نیز لحاظ شود. مثلاً اگر چه که یک تن متانول در حال حاضر با قیمت 200 دلار در خلیجفارس معامله میشود، اما باید در نظر داشت که نیمی از وزن آن از اکسیژن هوا تأمین است و در واقع هر تن متان با ترکیب یک تن اکسیژن به متانول تبدیل میشود و لذا از هر تن متان، دو تن متانول به دست میآید. لذا مقایسه قیمت یک تن متان با یک تن متانول صحیح نیست. در مورد اوره نیز همین امر صادق است زیرا اوره از ترکیب متان با نیتروژن هوا و دی اکسید کربن تولید میشود. اساساً بر همین مبنا است که هر تن اوره از هر تن آمونیاک (که ماده اولیه تولید اوره است) ارزانتر است زیرا از هر تن آمونیاک، 1.8 تن اوره تولید میشود.
