حامد توانگر پژوهشگر انرژی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:
در این نوشتار تلاش میشود همراستایی سیاستهای موجود در قیمتگذاری خوراک مجتمعهای پتروشیمی با سیاست توسعه صنایع پاییندستی بخش پتروشیمی مورد سنجش قرار گیرد.
چالش وابستگی بالای صنعت پتروشیمی به خوراک گاز
در یک دستهبندی ساده، مجتمعهای پتروشیمی را میتوان به دو نوع پتروشیمیهای مصرفکننده خوراک گازی و پتروشیمیهای مصرفکننده خوراک مایع دستهبندی کرد. بررسی آمار مصرف خوراک صنعت پتروشیمی کشور نشان از وابستگی بالای این صنعت به خوراک گاز دارد. در سال 1400، از مجموع 290 میلیون بشکه معادل نفتخام خوراک مصرفی مجموع پتروشیمیهای ایران، 77 درصد از مجموع خوراک مصرفی یا 220 میلیون بشکه معادل نفت خام توسط خوراکهای گازی تأمین شده و سهم سایر خوراکهای مصرفشده از جمله خوراکهای فراوردههای نفتی، میعانات گازی و... مجموعاً کمتر از 25 درصد از مجموع خوراک مصرفی یا 70 میلیون بشکه معادل نفت خام بوده است
اما نکته قابلتوجه در وابستگی به خوراکهای گازی، روند افزایشی سهم این خوراک، طی سالهای اخیر است. همانگونه که در نمودار زیر مشخص شده، بیش از 90 درصد افزایش مصرف خوراک مجتمعهای پتروشیمی طی بازه زمانی سالهای 1386 تا 1390 بهوسیله خوراکهای گازی تأمین شده، به نحوی که مصرف 52 میلیون بشکه معادل نفت خام خوراکهای گازی و سهم 48 درصدی آن از مجموع خوراک مصرفی پتروشیمیها در سال 86، به 220 میلیون بشکه معادل نفت خام و سهم 77 درصدی از مجموع خوراک مصرفی پتروشیمیها در سال 1400 افزایش یافته است. این افزایش در حالی است که طی همین بازه زمانی، مجموع مصرف سایر خوراکها یعنی خوراکهای مایع مانند فراوردههای نفتی، مایعات گازی و...، تنها حدود 20 درصد رشد داشته است و از 56 میلیون بشکه معادل نفت خام در سال 1386 به 67 میلیون بشکه معادل نفت خام در سال 1400 افزایش یافته است.
سیاست قیمتگذاری خوراک
در بررسی قیمت خوراک مجتمعهای پتروشیمی میتوان بیان داشت اگرچه از سال 1400 و درنتیجه تحولات بینالمللی یعنی آغاز جنگ روسیه و اوکراین و جهش قیمت هابهای گاز اروپایی، شاهد افزایش حدود صددرصدی قیمت خوراک گاز مجتمعهای پتروشیمی و رسیدن نرخ خوراک به حدود 20 سنت به ازای هر مترمکعب بودهایم؛ اما مروری بر روند قیمتگذاری خوراک گاز طبیعی در سالهای گذشته، نشان میدهد خصوصاً در دهه 80 شمسی، قیمت ناچیز خوراک گاز طبیعی اصلیترین عامل و مشوق توسعه بخش پتروشیمی خصوصاً پتروشیمیهای خوراک گاز بوده است. برایناساس تا پیش از سال 93، قیمت خوراک گاز طبیعی در حدود سه سنت به ازای هر مترمکعب بوده است. در این سال با تصویب فرمول کنونی قیمتگذاری خوراک گاز پتروشیمیها، قیمت هر مترمکعب گاز طبیعی خوراک از حدود سه سنت به ازای هر مترمکعب به حدود 9 سنت به ازای هر مترمکعب افزایش یافت.
در مقام مقایسه این قیمتگذاری موجب شده بود بهعنوانمثال در یک واحد تولید متانول، قیمت خوراک مصرفی بهعنوان اصلیترین هزینه عملیاتی یک مجتمع پتروشیمی، سهمی کمتر از 10 درصد درآمد فروش محصولات تولیدی شرکت داشته باشد و این موجب شده بود تا تولیدکنندگان متانول از حاشیه سود عملیاتی بالایی برخوردار شوند. از سال 1393 و پس از تصویب فرمول کنونی قیمت خوراک، سهم خوراک از هزینههای عملیاتی یک مجتمع تولید متانول از کمتر از 10 درصد به حدود 30 درصد از درآمد فروش محصولات تولیدی افزایش یافت، علیرغم این افزایش قیمت خوراک، اما کماکان حاشیه سود پتروشیمیهای مصرفکننده خوراک گاز، اختلاف معنیداری با پتروشیمیهای خوراک مایع دارد.
بهمنظور ترسیم یک تصویر کلانتر، در نمودار زیر، حاشیه سود عملیاتی پتروشیمیهای منتخب طی سالهای 95 تا 99 ترسیم شده است. همانگونه که در نمودار نیز مشخص است متوسط حاشیه سود عملیاتی پتروشیمیهای خوراک مایع در بازه زمانی سالهای 1395 تا 1399 برابر با 10 درصد بوده؛ اما در همین بازه زمانی، متوسط حاشیه سود عملیاتی پتروشیمیهای با سهم صددرصد گاز طبیعی در سبد خوراک مصرفی، برابر با 50 درصد بوده است.
برایناساس میتوان بیان داشت در دهه 80 شمسی و همزمان با کشف میدان گازی پارس جنوبی، در صنعت پتروشیمی همگام با سایر بخشهای کشور، تصور بیپایان بودن ذخایر گازی کشور شکل گرفت. این تصور در کنار محدودیتهای صادرات گاز طبیعی موجب شد بر مصرف هرچه بیشتر این سوخت فسیلی در داخل تأکید شود. بند سوم سیاستهای کلی بخش انرژی مبنی بر «افزایش ظرفیت تولید گاز بهمنظور تأمین مصرف داخلی و حداکثر جایگزینی با فراوردههای نفتی» نمونهای از این تأکید است. برایناساس، دولت با قیمتگذاری پایین خوراک گاز، موجبات رشد مصرف این سوخت فسیلی را در بخش پتروشیمی فراهم آورد. اما بایستی توجه داشت اگرچه قیمتهای پایین خوراک، موجبات رشد مصرف خوراک گاز را فراهم آورده است؛ اما رشد یکباره قیمت خوراک در سال 1400 که با کاهش قیمت محصولات پتروشیمی مانند متانول و اوره نیز همراه بوده است، نمیتواند موجبات چرخش به سمت خوراک مایع را فراهم آورد، زیرا با این افزایش قیمت خوراک، صاحبان مجتمعهای پتروشیمی با دو مسئله مواجه شدند: 1- عدماطمینان از نحوه رفتار آینده دولت 2- کاهش سود و در نتیجه کاهش توان سرمایهگذاری. لذا در صورتی که جمعبندی تصمیمگیران بر باقی ماندن سطوح فعلی قیمت خوراک گاز باشد، باید این مسئله اولاً به صورت تدریجی و ثانیاً از طریق ایجاد مشوقهایی برای شرکتهای پتروشیمی ایجاد شود تا شاهد ادامه حضور و سرمایهگذاری پتروشیمیهای کنونی در صنعت پتروشیمی باشیم.
مشکلات ناشی از قیمتگذاری خوراک گازی
حال سؤال اینجاست که این وابستگی چه مشکلاتی را برای صنعت پتروشیمی ایجاد کرده است.
ایجاد مشوق در تولید محصولات با ارزش افزوده پایینتر: همانگونه که در بخشهای قبل بیان شد، خصوصاً در سالهای پیش از 1400، قیمت خوراک گاز در سطوح پایینی قرار داشت. این نوع قیمتگذاری موجب شده بود عمده سرمایهگذاریهای صورتگرفته در صنعت پتروشیمی بهمنظور بهرهمندی از این نظام قیمتگذاری خوراک گاز انجام گیرد. این مسئله سبب شد شاهد رشد قابلتوجه مجتمعهای اوره و متانول خصوصاً طی یکدهه اخیر باشیم. نکته قابلملاحظه، ارزش افزوده پایینتر واحدهای اوره و متانولی در مقایسه با سایر پتروشیمیهای کشور است. برایناساس، در سال 1403، متوسط ارزش صادراتی هر تن از محصولات پتروشیمی کشور برابر با 445 دلار بوده است درحالیکه این رقم برای هر تن اوره صادراتی برابر با 294 و برای هر تن متانول صادراتی برابر با 241 دلار است.
کمبود خوراک گاز: بررسی عملکرد سال 1403 شرکتهای پتروشیمی نشان میدهد که عدم تولید ناشی از کمبود خوراک در این سال، برابر با 14.6 میلیون تن بوده است. برایناساس، کمبود خوراکهای دریافتی از شرکت ملی گاز اعم از اتان، گاز طبیعی و گاز غنی با سهم 5.7 میلیون تنی و 40 درصد از کل عدم تولید، اصلیترین سهم را به خود اختصاص داده است. نکته قابلملاحظه در این وضعیت، ادامه سرمایهگذاری در واحدهای خوراک گازی خصوصاً اوره و متانول طی سالهای آتی است. بر اساس برنامههای منتشرشده، مقرر شده تا ظرفیت تولید متانول رشد صددرصد از 17.5 میلیون تن در سال 1404 به 35 میلیون تن افزایش یابد. همچنین در اوره نیز مقرر شده تا ظرفیت تولید با رشد 40% از 10 میلیون تن در سال 1404 به 14 میلیون تن در سال ۱۴۱۲ افزایش یابد.
جمعبندی
در این گزارش تلاش شد تا خوراک مصرفی مجتمعهای پتروشیمی کشور مورد بررسی قرار گیرد. برایناساس، گاز طبیعی سهم 77 درصد از سبد خوراک مصرفی پتروشیمی در سال 1400 را به خود اختصاص داده است و همچنین بیش از 90 درصد افزایش مصرف خوراک مجتمعهای پتروشیمی طی بازه زمانی سالهای 1386 تا 1390 سهم خوراکهای گازی بوده است. مهمترین ریشه این رشد و وابستگی به خوراک گازی را میبایست قیمتگذاری ناچیز خوراک گاز خصوصاً در سالهای قبل از 1393 دانست. علاوه بر موارد پیشگفته باید اشاره کرد که بسیاری از مشکلات اشاره شده، ناشی از عدم هماهنگی میان دستگاههای متولی است، بهعنوانمثال شرکت ملی پتروشیمی محل اصلی صدور مجوزهای پتروشیمی در هماهنگی با شرکت ملی گاز در تعریف پروژههای جدید پتروشیمی نیست. از این رو، پیش از حل هر مسئله و چالش در بخش پتروشیمی، نیازمند یک بازآرایی ساختار موجود سیاستگذاری، تنظیمگری و تصدیگری در بخش پتروشیمی بهمنظور ایجاد هماهنگی و یکپارچگی در تصمیمات روزمره و اهداف کلان هستیم.
